بعد از اونجا هم که تا ساعت ۱ طول کشید رفتیم رستوران و بعد از ناهار با سحر دختر جاریم اومدیم خونه ما تا اون از اوضاع تشنج دور باشه
بدینگون تا دیروز عصر سحر کنار هلسا بود و کلی با هم بازی کردن و کلی ریخت و ژاش
منم که کارم این بود که تمیز کنم و اسباب بازیهایی رو که برمی دارن بذارم سر جاش
ولی در کل سحر خیلی خیلی دختر نازیه و مهربووووووووووون
دیشب هم رفتیم یه خرید اساسی برا خونه کردیم تا تو هفته نگران خرید نباشیم
امروز هم مراسم دارن و از اداره می رم اونجا
خدا بیامرزد بابای جاریم رو خیلی خیلی خیلی انسان خوب و شریفی بود
حال و روزمون شکر خدا خوبه
هلسا هم موبایل دار شد
روز مادر برا مامان هدیه گوشی لمسی گرفتیم و گوشی قبلی مامان از آن هلسا شده
البته خیلی نمی ذاریم ازش استفاده کنه چون برای بچه ها به خاطر داشتن جمجمه کوچک در مقابل تشعشع زیاد اصلا خوب نیست
امروز هم روز جهانی ماست
به خودم این روز رو تبریک می گم![]()
روز زن و روز مادر برتمام شما عزیزان مبارک
تولد حضرت فاطمه زهرا بر همه مبارک
الان برگشتم اداره خودم ولی اینقده خسته ام که نای نفس کشیدن ندارم
مامان کامی هم زنگیده که برامون دلمه برگ مو پزیده(به قول هلسا)
تا ساعت ۷ جلسه ام و بعد می رم خونه اونها و دلمه ها رو می گیرم
از الان دلم داره برا خوردنشون ضعف می ره
حالا امروز سرم شلوغه.باز خوبه که فردا و پس فردا رو بیکاریم وگرنه جون به لب می شدم با این همه فشار کاری
البته یه خوبی داره که فرصت خوردن ندارم چه برسه به سرخواروندن
برا همین تاثیر مفیدش رو رژیمم هویدا می شه
البته هلسا خیلی ازم دلگیره
همش می گه مامان ساعت ۳ منتظرم بیای دنبالم
حالا بهرحال این سختی ها هست دیگه
و از همه شما هم ممنونم که تسلی بهمون دادین
دیروز از سردرد نایی نداشتم
تصمیم گرفتم خودمو الکی آزار ندم و یه استامینوفن کدئین بخورم
بعد از نیم ساعتی بهتر بودم
چون وزنم افتضاح بالا رفته تصمیم گرفتم بریم پیاده روی
کلی هم تاب بازی کردیم با هلسا
کامی هم رفت نزدیک خونه آرایشگاه و موها شو اصلاح کرد
بعد از اونجا هم ربع ساعت دوچرخه ثابت رکاب زدم
شام هم کامی یه ماکارونی خیلی خیلی خوشمزه درست کرد ولی من نگه داشتم برا ظهری که بخورم
تصمیم دارم تا روز تولدم وزنم رو برسونم به ۵۲
برام دعا کنید
امروز سردردم خوبه خوبه و خوشحالم
نه دیدمت و نه می شناسمت ولی می دونم که تو هم مادر داغ دیده ای هستی
نه ماه بارداری رو تحمل کردی و آخرش داغ فرزند!!!!!!!!
خیلی سخته
کاش حداقل آدرسی چیزی برایم می ذاشتی
بهتر دیدم اینگونه باهات ارتباط برقرار کنم
مطمئن باش عزیزم حکمت خدا بر این بوده و هیچ گاه هیچ برگی بی اذن خدا به زمین نمی افته چه برسه مرگ فرزند پاکی همچون فرزندان من و تو
پس صبر پیشه کن که والله مع الصابرین و اصلا کفر خدا رو نگو
چرا که پاداشش می تونه چیزهایی باشه که حتی تو ذهنت هم نگنجه
و هیچ چیز بهتر از آرامش و یاد خدا نیست
فالله خیر حافظا و هو الرحم الراحمین
مطمئن باش جای عزیزانمون تو اون دنیا خیلی به مراتب بهتر از این دنیاست
وقتی شاهد بیماری و تب بچه های کوچیکبودم همش خدا رو شکر می کردم که علی من فارغ از هر دردیست
اگه تونستی برام بیشتر تضیح بده یا اگه قابل دونستی شماره تماسی بذار تا باهات تماس بگیرم و با هم صحبت کنیم تا از این حال و هوا در بیای
فقط بدون که دنیا در گذره و چشم بر هم زدنی خدا یه دسته گل رو در آغوشت می ذاره ولی اگه تو اون روز که دوباره مادر شدی افسرده باشی بابت این روزا دیگه حوصله پرورش نازدونه ات را نداری
می بوسمت عزیزم و برات آرزوی روزهای شاد و خوش دارم
روزگاری می گذرونیم
فشارهای عصبی تو سرم که رفته بودم پیش دکتر صدر و قرص می خوردم دوباره برگشتن ولی الان یه هفته ای هست که دوز قرص رو دوبرابر کردم (سر خود) و فکر می کنم بهترم.فقط مواقعی که هیجان دارم یا ناراحتم بدتر می شه که خدا رو شکر قابل کنترله
این روزا هوا بهاریه و حس های خوبی دارم.جمعه ای که گذشت تولد بابام بود و برنامه ریختم رفتیم خارج شهر و مهمونی ترتیب دادم
جای همه تون خالی خوش گذشت
هدیه تولد بابا رو هم که یه پنجاهی بود دادیم
فقط آخر سر مامان کامی گم شد که گشتیم و بعد از دو ساعت پیداش کردیم
شب هم داداش کامی اومدن اونجا و دور هم بودیم
فردا هم تعطیلیم آخه روز کارگره!!!!!!!!!! و ما چون از حالت دولتی خارج شدیم کارگر!!!!!!!!محسوب می شیم و فردا رو باید خوش بذگرونیم
برا فردا هم کلی برنامه با کامی داریم که شامل کارهای اداری هست که در طول هفته نمی تونیم انجام بدیم
اول برنامه چیده بودم که فردا رو بریم خارج شهر و خوش باشیم ولی دیدم این کارا واجب تره
خلاصه دیگه
راستی چند روز پیش یکی از دوستای عزیز اکسترایی برام نظر گذاشته بود و منو تو وبلاگ گروهی دعوت کرد
خیلی انگیزه گرفتم برا رژیم
آخه وزنم از ۵۱ رسید به ۵۹ و الان همین حدودم .
دیدار مجدد دوستای اکسترایی باعث می شه که دوباره کالری شماری رو از سر بگیرم
برام دعا کنید
برا همه تون آرزوی سعادت و سلامت دارم
سی و هفتمین بهار زندگیت سراسر شادی
سی و هفت بهار می گذره و خوشحالم که ۹ بهار رو در کنار هم بودیم و من تونستم بهت این روز رو تبریک بگم
آرزوم اینه که همیشه و همیشه تنت سالم و روحت شاد باشه و بتونی پله های ترقی رو چه از لحاظ علمی چه مادی چه معنوی طی کنی و به درجات بالا نائل بشی
در خوبی تو همین بس که آرزومه کاش همه مثل تو بودن و حتی کاش من هم ذره ای از خوبیهات رو داشتم
هم از طرف خودم و هم از طرف دخترمون تولدت رو تبریک می گم
همین زندگی روزمره
مامانم اینا روزهای یکشنبه تا سه شنبه شب ها روضه دارن تو ایام فاطمیه .بنابراین آخر هفته مون با کمک دادن جهت شروع مراسم پره.
اول اردیبهشت هم تولد کامی هستش که اگه نظر بذارین برا کادو تولدش ممنون میشم.آخه موندم براش چی بگیرم.هرچند مهم اصل عمله
می خواستم کیک بستنی براش درست کنم ولی ترسیدم خرابکاری بشه.شاید رولت خامه ای درستیدم.رولت بستنی هم از بیرون گرفتم
امسال جشن آنچنانی نمی گیرم.جهت حرمت این ایام فقط خودمون سه تایی برگزارش می کنیم
پس من منتظر نظراتتون باشم ها.حداکثر تا پایان وقت اداری چهارشنبه پذیرفته میشه
بعد از اون دیگه نظرها پذیرفته نیست و ترتیب اثر داده نخواهد شد![]()
